۰ نظر اشتراک گذاری

شهید اصغر ابراهیمی

سال ۱۳۴۶ در محله علیای خوراسگان، همزمان با میلاد حضرت علی اصغر(ع)، در خانواده ای انقلابی و مؤمن، «اصغری» دیگر سر برافراشت تا با علم حسینی بر کوران سرد ظلم و ستم بتازد. وی از اوان کودکی، از مریدان و عاشقان قافله کربلا بود و همراه پدر در تمامی مجالس روضه خوانی شرکت داشت و از سقایان و خدمتگزاران عزاداران اهل بیت (ع) بود. پس از رسیدن به سن تحصیل، با شور و شوقی کودکانه قدم در راه مدرسه گذاشت و توانست تا پنجم ابتدایی ادامه تحصیل دهد و بعد از آن همراه پدر مشغول فروشندگی شد. شور و التهاب انقلابی وی با الهام از پدر بزرگوارش، در روزهای انقلاب او را به عرصه های اعتراض و فریاد کشاند و زمینه را برای رشد و تعالی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی وی مهیا ساخت. در روزهای بعد از پیروزی انقلاب نیز با شرکت در گشت های شبانه و فعالیتهای مساجد، حضوری فعال تر یافت. در لحظه های پر التهاب جنگ، سال ۱۳۶۵ شهید در لباس سربازی از طریق سپاه پاسداران عازم جبهه گردید و مدت یک ماه در گردان «یونس لشگر امام حسین(ع)»، حضوری فعال یافت تا اینکه سرانجام آذرماه همان سال در جریان عملیات «کربلای ۴»، شاهد شهادت را در آغوش کشید و عاشقانه به خیل سرخ جامگان مکتب شهادت پیوست.
 
خاطره آخرین وداع شهید را، پدرش چنین بازگو می کند: «راهی جبهه بود که کلاهش را در مغازه جا گذاشت. وقتی کلاه را از طریق دوستش به او رساندم گفته بود: کلاهم را خودم به یادگار برای پدرم گذاشتم » آری شهید با بصیرت و آگاهی خود، به خوبی آگاه شده بود که زمان شهادتش فرا رسیده است.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی