۱۸۳۳
اشتراک گذاری

اهداف و شرح عملیات محرم

اهداف عملیات محرم

به دنبال تبلیغات گسترده ی عراق مبنی بر ناتوانی ایران از ادامه ی عملیات، رزمندگان هر روز و هر ساعت در حال طراحی نقشه های عملیاتی با اهداف روشن برای آزاد سازی خاک جمهوری اسلامی ایران از چنگال دژخیمان بعثی بودند. از سویی دشمن برخلاف ادعاهایش هنوز بسیاری از قسمت های سرزمین ما را در اشغال داشت و یا امنیت شهرها و جادّه های ما را تهدید می کرد.

بنابراین عملیات محرم با اهداف زیر انجام شد:

1- خارج کردن شهرهای «موسیان» ،« دهلران» و جاده ی «دهلران - عین خوش»، به طول 100کیلومتر، از زیر دید و تیر دشمن.

2-آزاد سازی ارتفاعات جنوب« دهلران» به نام «حمرین» از دست دشمن .عراقی ها با استقرار قوای خود در این ارتفاعات، تمام نقل و انتقالات ، جاده ها و منطقه ی عین خوش را زیر دید خود داشتند.

3-آزاد سازی جبال حمرین و منابع نفتی موسیان و بیش از هفتاد حلقه چاه نفتی.

4-تأمین امنیت شهرهای موسیان ، دهلران ، پادگان عین خوش و دهکده های اطراف آن.

5- از کار انداختن ماشین جنگی عراق

شرح عملیات:

آغاز عملیات نزدیک می شد. نیروها حال و هوای حسینی داشتند. پرچم های سیاه بر بالای چادرها نصب بود و ذکر یا حسین ازگوشه و کنار به گوش می رسید.

نهم آبان فرا رسید. یگان ها یکی پس از دیگری موقعیت های خود را ترک کردند و در نزدیکترین نقطه ی خط مقدّم استقرار یافتند تا با اعلام رمز عملیات حمله ی خود را شروع کنند. آنان در شرق ارتفاعات «حمرین» و در داخل کانال ها و در حاشیه ی رودخانه ی دویرج مستقر شدند؛ به نحوی که در میدان دید دشمن قرار نگیرند. همه چیز طبق برنامه و به دلخواه پیش می رفت. بیشتر نگرانی فرماندهان نور مهتاب بود. همه ی دست ها به دعا بلند بود و همه فقط به پیروزی می اندیشیدند.در عصرروز نهم ناگهان غرّش مهیبی فضای منطقه را به لرزه درآورد و در پی آن ابرهای سیاه و متراکم آسمان منطقه را پوشاند. قطرات باران بدرقه ی راه رزمندگان بود، امّا آرام آرام باران شدت گرفت و رودخانه ی« دویرج» حال و هوایی دیگر گرفت.

مرحله اول عملیات

ساعت 22 ، عملیات با رمز «یا زینب(س) »آغاز شد. علماء و روحانیت بزرگوار، در قرارگاه حضور داشتند و یک صدا با فرماندهان دست به دعا برداشتند و پیروزی را از خدای بزرگ خواستند . بی سیم ها یکی پس از دیگری به صدا در آمد و ندای «یا  زینب(س) » فضای منطقه را پوشاند. یگان ها در محورهای عملیاتی حاضر شدند و با فریاد الله اکبر بر دشمن تاختند.

محور یک:

 سمت چپ رودخانه «میمه » محل عبور تیپ نجف اشرف بود . این تیپ از دو محور به فرماندهی مجید کبیرز اده از محور یکم  و قاسم محمدی از محور دوم خط را شکستند. آنها قبل از اعلام رمز عملیات، سعی کردند از رودخانه عبور کنند و آماده ی هجوم  بر سر عراقی ها باشند. نیروها ی نجف با اعلام رمز، در اولین دقایق  عملیات با حرکتی غرور آفرین، بر تیپ 606 عراق حمله بردند و در همان ابتدای عملیات سنگرهای دشمن فتح شد. یگان ها می تواستند در کرانه ی شرقی رودخانه ی دویرج توقّف کنند و در انتظار فروکش کردن آب رودخانه بمانند، اما توقف عملیات ممکن نبود. با اعلام رمز عملیات، حرکت از رودخانه شروع شد. آنها سعی کردند حتی المقدور از پل سالم واقع در« چم سری» یگان ها را عبور دهند.

محور دوم:

 لشکر 25 کربلا با عزمی راسخ ،پس از عبور از میدان های وسیع مین و تله ی انفجاری، همچون صاعقه بر سر نیروهای عراقی وارد آمدند، گردان حمزه ی این لشکر با سرعت عمل خود، خطوط دفاعی دشمن را در هم شکست و یکی پس از دیگری به فتح منطقه پرداخت.

محور سوم:

لشکر علی بن ابیطالب در سمت چپ مرتضی قربانی به رغم آتش پرحجم دشمن، یورش خود را آغاز و خط دفاعی صدامیان را در هم کوبید و موفق شد  جاده ی« العماره» را زیر آتش خود درآورد وجاده ی «عین خوش- دهلران» را از زیر دید و تیر دشمن آزاد سازد. زین الدین نیروها را در بین شیارها به استتار کامل در آورد و خود راقبل از تاریکی مطلق به آن سوی رودخانه رساند و با اعلام رمز عملیات ،خط را شکست و با جناح راست خود الحاق کرد.

محور چهارم:

لشکر امام حسین(ع) که قصد داشت خود را از سه محور «چم سری»، «چم هندی» و «ربوط» به جاده ی آسفالت برساند و شهرک« زبیدات» را محاصره کند، از محور چم هندی حرکت کرد، اما دویرج آرام ،طغیان کرده  بود.

گردان ها یکی پس از دیگری خود را به« دویرج» رساندند و همه آماده ی حرکت بودند، اما تلاطم رودخانه عبور از آن را سخت کرده بود. هیچ کس باور نمی کرد «دویرج» طغیان کرده باشد، همه جا تاریک بود و بالا آمدن آب کمتر احساس می شد، مگر وقتی به آب می زدند. اینجا فرمانده گردان ها باید تصمیم بگیرند یکی دو گردان از آب عبور کردند، بعضی گردان ها تا وسط آب رفتند و عده ای از آنها بازگشتند.

در محور عملیاتی «چم هندی» و «ربوط» ادامه عملیات میسّر نبود و گردان های خط شکن با تلفاتی که در رودخانه  «دویرج» داده بودند، به عقب بازگشتند، ولی در محور «چم سری» سه گردان از لشکر امام حسین (ع) توانست از رودخانه عبور کند و با شکستن خطوط اولیه دشمن، سر پلی را در آن سوی رودخانه ایجاد کند که در ادامه عملیات در شب های بعد،گردان های دیگر وارد عمل شدند و در چندین مرحله عملیات ، نهایتاً به شهر «زبیدات» عراق و ارتفاعات مشرف مرزی رسیدند.

تیپ قمر بنی هاشم : تیپ قمر بنی هاشم که تازه شکل گرفته بود ، در این عملیات به عنوان احتیاط وارد شد و توانست مأموریت محوّله را خیلی خوب انجام دهد. آنها از همان شب اول، همپای لشکر 25 کربلا به پیش رفتند.

تیپ 84 خرم آباد

تیپ 84 خرم آباد به فرماندهی سرهنگ «اسکندر بیرانوند» با سه گردان پیاده111 ،182، 802  و آتشبار و توپخانه  از سه  محور وارد عمل شد و گردان 139 پیاده و گردان 244 تانک را در احتیاط قرار داده بودند  گردان های این تیپ تحت فرماندهی لشکر 14 امام حسین (ع) در سه محور فوق الذکرعمل می کردند و فرمانده ی آنها، سرهنگ اسکندر بیرانوند نیز پا به پای نیروها در خط مقدم حضوری فعال داشت و نیروها را هدایت می کرد و همکاری بسیار نزدیک و صمیمانه ای با نیروهای لشکر 14 و فرماندهان داشت با این وجود نیروها ی این تیپ نیز بعضی از رودخانه گذشتند و برخی در حاشیه ی رودخانه  زمین گیر شدند.

دویرج در شب عملیات

محور ربوط

گردان ها نزدیکترین عوامل به جریان شب عملیات بودند و این فرمانده گردان ها بودند که باید تصمیم می گرفتند. کار بسیار سخت شده بود. از پشت بی سیم فقط صدای «حرکت کنید» می آمد. در باور فرماندهان مستقر در قرارگاه نمی گنجید که رودخانه ی آرام،  در لحظات حساس عملیات سرکش شده باشد.فرماندهان گردان ها که شاهد طغیان رودخانه بودند، فرمان را اجرا نمی کردند،  اما با شنیدن صدای آرام بخش  فرمانده قرارگاه، «حاج حسین خرازی» ، اطاعت امر واجب شد و حرکت به طرف رودخانه آغاز گردید.صدای صحبت «ابوشهاب» با «شریعت» در صدای «حاج حسین» گم شد .صدای «حاج حسین» بلند شد: «  به کلیه فرمانده ی گردان ها: عبور از رودخانه یک تکلیف است و باید اجرا شود.» کلام «حاج حسین» اتمام حجّت بود.

محور چم هندی

محور چم هندی یکی از محور هایی بودکه علاوه بر طغیان رودخانه و جاری شدن سیل استحکامات عراق از قبیل سیم خاردار سنگرهای کمین، کانال، نیز باعث سختی کار نیروها شده بود  که در این محور تعدادی زیادی از بچه ها  به شهادت رسیدند.محمد سلمانی از جمله فرماندهانی بود که می بایست از این محور عبور کند.

محمد سلمانی فرمانده یکی از گروهان های گردان امام حسین(ع) به فرماندهی شهید حاج علی باقری1 از لحظات سخت و جانفزای شب عملیات و عبور نیروهایش از آب  می گوید: 

  «...ما لب آب مستقر شدیم و آماده ی حمله بودیم. آن طرف آب 7 ، 8 کیلومتر در عمق به صورت پراکنده مین کاری شده بود. در جلوی میدان هم سیم خاردار سه رشته ای بود. و بعد هم کانال 2 تا 5/3 متری . بعضی جاها  ، بین کانال و سیم خاردار، خاکریز کوتاهی هم زده بود و سنگرهای کمین این موقعیت ما آن طرف رودخانه بود . رودخانه آبش سنگین شده بود. یکی دوگردان از رودخانه عبور کردند؛ چون سرشب هنوز آبش خیلی نبود. وقتی کنار رودخانه ایستادم، دیدم وضعیت خیلی ناجور است، ولی باید از آب عبور می کردیم. از طرفی هم می دانستم وارد آب شویم، نصف بچه ها را آب می برد. بالاخره زدیم به آب . بعضی  ازبچّه ها توانستند خود را نجات بدهند. خودم هم که یعنی شناگر بودم خیلی تلاش کردم تا نجات پیدا کردم.

بچّه ها شاخه درخت ها  یا هر چیز دیگر را  می گرفتند،  شاید نجات پیدا کنند. به هر زحمتی بود، شاید با نصف گردان، رسیدیم آن طرف آب . آن عده از بچه ها که بودند را جمع کردم و به طرف دشمن حرکت کردیم، قبل از ما خط را شکسته بودند. تیربارهای دشمن پشت سر هم کارمی کرد. تعدادی مجروح روی زمین افتاده بودند. سیم خاردارها را چیدیم و رفتیم جلو که ناگهان خود را در وسط میدان مین دیدیم. قدمعلی عابدی و معاونم ، حسن نقی،  جلوی من را گرفتند که جلو تر نروم و ما را برگرداندند عقب و خودشان رفتند روی مین، مین منفجر شد و صدای تیربار عراقی ها در این معبر هم به راه افتاد. هوا تاریک بود. نفهمیدم تیر هم خوردند یا نه، مجبور شدم با نیروها برگردم  عقب. داخل کانال ماندم. با خودم گفتم:« این دو نفر هم شهید شدند»، اما بیسیم چی ام بچۀ زرنگی بود ،توانست خودش را نجات دهد. آمدیم عقب. حاج علی باقری را پیدا کردم و به طرف معبر قبلی حرکت کردیم؛ چون معبر جدید باز نشد. دشمن همه جا را به رگبار بسته بود. همه جا زیر آتش بود. نتوانستیم عبور کنیم. حاج علی با آرپی جی تیربارها را خاموش کرد ، ولی نتوانستیم نیروهایی که دنبال مان بودند را از معبر عبور دهیم و برسیم به محلی که باید پدافند می کردیم. حدود 50 ، 60 نفر نیرو مانده بودند. مستقر که شدیم، گفتم:« متوجه باشید، عراقی ها داخل پستی بلندی منطقه مخفی شده اند. یک وقت شما را پشت سر هدف قرار ندهند.»

از اتفاق یک عراقی افتاده بود،  به طرفش که شلیک کردیم بلند شد و فرار کرد. در حالت پدافندی بودیم حدود یکی ، دوساعت که گذشت، خبر دادند با وضعیتی که در رودخانه به وجود آمده برگردید. حاج علی هم آنجا بود. نیروها را جمع کردیم .رودخانه را سخت پیدا کردیم؛ چون هوا تاریک بود و منطقه مین گذاری و نمی دانستیم از چه راهی آمده ایم. به هر زحمتی بود خود را به رودخانه رساندیم. در بین راه محمود اکبری ،معاون گردان، به مین برخورد کرد و پایش قطع شد. یکی از بچه ها فریاد می زد گفتم«: چه خبره؟ »گفت:« اکبری زخمی شده.» خودم را به او رساندم. کمک کردیم او را هم آوردیم لب رودخانه. میدان مین سختی را پشت سر گذاشتیم . هوا هم داشت روشن می شد. بچه ها لب رودخانه جمع بودند . رودخانه هنوز روی هم غلت می خورد. همه وحشت کرده بودند وکسی جرأت عبور از رودخانه را نداشت. گفتم:« باید به آب بزنیم؛ چون دشمن پشت سرمان است. »و با کاتیوشا هم لب رودخانه را می زد.

خودم اولین نفر بودم که پریدم داخل آب . عرض رودخانه شاید 20 متر بود، ولی شدت آب مرا 300 متر پایین تر برد. اصلاً نمی شد شنا کرد. بالاخره به آن طرف رودخانه رسیدم. بچه ها هنوز می ترسیدند. دوباره خودم را به آب انداختم. آمدم این طرف فریاد بچه ها بلند شد که:« تو که رفتی چرا برگشتی؟»

گفتم: «می خواهم به شما بگویم که می شود از این آب عبور کرد.» بچه ها جرأت پیدا کردند و آمدند داخل آب و بالاخره همه را با زحمت آوردیم این طرف «دویرج».

انگار دویرج آبش تشنۀ بچه ها بود ، دهان باز کرده بود و همه را می بلعید...»

محور چم سری

این محور به طرف پل چیخواب و پل چهل دهنه و پل چم سری و ارتفاعات مرزی حمرین در محدوده ی شرهانی بود .که فرماندهی این محور را قربانعلی عرب بر عهده داشت.

ماموریت نیروها در این محور انهدام نیروهای دشمن در شرق دویرج و ادامه عملیات به سمت مرز شرهانی  بود. در این محور یکی دو گروهان عبور کردند و سپس به علت طغیان رودخانه عبور غیر ممکن شد و حتی فشار آب پل چم سری را نیز با خود برد .

در ساعات اولیه عملیات درگیری درآن سوی پل با دشمن شروع شد که به علت قطع شدن نیروی پشتیبانی دستور عقب نشینی صادر گردید و نیروها مجبور به عقب نشینی شدند.

مرحلۀ دوم عملیات

اگرچه دویرج توانست ضربه ای روحی به نیروهای رزمنده، به ویژه لشکر امام حسین(ع) بزند، اما شیرینی موفقّیت های کسب شده در محورهای دیگر عملیات، خلل به وجود آمده را جبران کرد. لشکر امام حسین(ع) در روز دهم آبان با آرام گرفتن« دویرج» در حالی که در محور «چم سری» موفق شده بود خطوط اولیه دشمن را تصرف کند توسط گردان های دیگر، به آن سوی رودخانه رفتند و دومین مرحله ی عملیات به اجرا درآمد؛ زیرا بعضی از مواضع فتح نشده بود و برای رسیدن به اهداف کامل عملیات، باید مرحله دوم انجام می شد .

مواضع مستحکم دشمن در هم فرو ریخت و به تصرّف رزمندگان درآمد. پاسگاه های «چم هندی» و «ربوط» و... آزاد و به دنبال آن بسیاری از اهداف تعیین شده  ی مرحله اول تثبیت شد. با طلوع آفتاب، رزمندگان خود را به جاده ی شرهانی رساندند و پاتک تانک های عراق را در هم   کوبیدند . الحاق نیروهای ایرانی کامل شد. آنگاه بلدوزرهای جهاد و سپاه و ارتش،  اقدام به زدن خاکریز و ایجاد خط دفاعی مناسب  کردند و نیروها آماده دفاع با تانک های دشمن شدند.

مرحلۀ سوم عملیات

در ساعت 10 شب 15/8/1361 با هدف تسخیر ارتفاعات غربی و دامنه ی غربی جبال «حمرین» و جاده های تدارکاتی دشمن، مرحله ی سوم عملیات آغاز شد. لشکریان اسلام، متشکل از ارتش و سپاه ، پس از عبور از بلندی های «حمرین» به سوی چاهای نفتی منطقه حرکت کردند و 50 حلقه چاه را به تصرّف خود درآوردند . شهرک« زبیدات» عراق نیز به محاصره ی نیروهای اسلام درآمد. هنگامی که« زبیدات» محاصره گردید، نیروهای زرهی عراق، بسیار تلاش کردند تا ازآن دفاع کنند، امّا تانک ها به شکار رزمندگان  در آمدند و تعدادی هم از مهلکه گریختند. تپه ی 175  نقطه ثقل عملیات بود وچندین بار دست به دست شد، اما سرانجام با تصرّف آن دشمن به عقب رانده شد.